العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
101
شرح كشف المراد ( فارسى )
دليل اوّل فلاسفه : مقدمه : فلاسفه مىگويند : التعقل و التجرد متلازمان يعنى تعقل كه همان ادراك كليات است با تجرد كه مجرد بودن از مادّه است تلازم دارند و نسبت بينهما از نسبت اربع تساوى كلى است يعنى كل مجرد عاقل زيرا كه مانع از تعقل مادّه است و موجود مجرّد از اين مانع مبرّا است پس هر موجود مجردى عاقل و مدرك است و حدّ اقل ذات خويش را ادراك مىنمايد . و كلّ عاقل مجرّد يعنى هر نيروى مدرك كليات نيز حقيقت مجرّدهايست كه در انسان از او تعبير به نفس ناطقه مىشود و از موارد اساسى نزاع ميان فلاسفهء الهى و مادى همين امر است كه ماديون مىگويند : مدرك همان سلولهاى مغز است و الهيّون مىگويند : سلولها ابزار ادراكند و نيروى مدركه همانا نفس ناطقه است و براهين دندانشكنى در باب علم النفس فلسفه براى اثبات تجرد اقامه نمودهاند . پس كل مجرد عاقل و كل عاقل مجرّد . متقابلا كل معقول مجرّد يعنى ماده نه مىتواند عاقل و مدرك باشد و نه معقول و مدرك و كلّ مجرّد معقول بالامكان ، با حفظ اين مقدمه استدلال سه مرحله دارد : 1 - خداوند حقيقتى مجرّد از ماده و عوارض آنست . 2 - و هر موجود مجردى به ذات خويش عالم است . 3 - و هر موجود مجرّدى كه به ذات خود عالم است به ذوات ديگر هم عالم است . نتيجه : پس خداوند هم به ذات خود و همه به اشياء ديگر عالم است .